در دنیای پرشتاب امروز که پیشرفتهای فناوری تأثیر زیادی بر حوزههای مختلف گذاشته است، نیاز به تغییرات اساسی در سیستمهای قدیمی ضروری شده است. یکی از بخشهایی که نیاز به توجه فوری دارد، زنجیره ارزش کشاورزی است که نقش حیاتی در تضمین امنیت غذایی و رشد اقتصادی ایفا میکند. با وجود پتانسیلهای موجود، سرمایهگذاران اغلب از سرمایهگذاری در زنجیرههای ارزش کشاورزی طفره میروند. هدف این مقاله روشن کردن دلایل این بیمیلی و اهمیت آزادسازی پتانسیلهای موجود در این حوزه است.
۱. کمبود اطلاعات و آگاهی:
یکی از دلایل اصلی تردید سرمایهگذاران در سرمایهگذاری در زنجیرههای ارزش کشاورزی، کمبود اطلاعات و آگاهی از پیچیدگیهای چنین سیستمهایی است. زنجیرههای ارزش کشاورزی شامل تعداد زیادی از ذینفعان، از جمله کشاورزان، تأمینکنندگان، فرآوریکنندگان، توزیعکنندگان و خردهفروشان است. پیچیدگی این زنجیرهها و کمبود دادههای در دسترس، درک پویایی صنعت و پیشبینی دقیق روندهای آینده را برای سرمایهگذاران بالقوه دشوار میکند. با افزایش شفافیت و فراهم کردن دسترسی آسان به اطلاعات بازار، میتوانیم شکافهای اطلاعاتی را از بین ببریم و سرمایهگذاران بیشتری را جذب کنیم.
۲. سیستمهای غیرمتمرکز و سازمان نیافته:
زنجیرههای ارزش کشاورزی اغلب با پراکندگی و عدم هماهنگی بین ذینفعان مشخص میشوند. این فقدان سازماندهی، چالشهای قابل توجهی را برای سرمایهگذاران بالقوه ایجاد میکند، زیرا به معنای افزایش ریسک عملیاتی و عدم قطعیت است. فقدان ساختارها و سازوکارهای روشن برای همکاری بین ذینفعان، مانع از ایجاد تعهدات بلندمدت توسط سرمایهگذاران میشود. رسیدگی به این موضوع مستلزم مداخله دولت، تقویت همکاری بین بازیگران مختلف و اجرای سیاستهایی است که رویکردی سازمانیافتهتر و مشارکتیتر را در مدیریت زنجیره ارزش ترویج میدهد.
۳. چالشهای زیرساختی و لجستیکی:
سرمایهگذاری در زنجیرههای ارزش کشاورزی نیازمند توسعه گسترده زیرساختها برای تضمین تولید، ذخیرهسازی و حمل و نقل کارآمد است. با این حال، بسیاری از مناطق، به ویژه کشورهای در حال توسعه، با زیرساختهای ناکافی و چالشهای لجستیکی مواجه هستند که ورود سرمایهگذاران به بازار را دشوار میکند. فقدان امکانات ذخیرهسازی مناسب، سیستمهای حمل و نقل غیرقابل اعتماد و دسترسی محدود به بازار، مانع عملکرد روان زنجیرههای ارزش کشاورزی میشود. دولتها و سایر ذینفعان مربوطه باید توسعه زیرساختها را در اولویت قرار دهند تا فضای سرمایهگذاری مطلوبی ایجاد کنند و سرمایهگذاران بالقوه را جذب کنند.
۴. شرایط نوسانی بازار:
سرمایهگذاران اغلب به دلیل نوسانات ذاتی در زنجیرههای ارزش کشاورزی، دلسرد میشوند. تغییر الگوهای آب و هوایی، قیمتهای ناپایدار و تقاضای غیرقابل پیشبینی بازار، پیشبینی دقیق بازگشت سرمایه را چالشبرانگیز میکند. علاوه بر این، روندهای بازار جهانی و مقررات تجاری بر سودآوری زنجیره ارزش کشاورزی تأثیر میگذارند. ایجاد ثبات از طریق سیاستهای مدیریت ریسک، بهبود مکانیسمهای پیشبینی و ارائه پیشنهادات متنوع میتواند اعتماد سرمایهگذاران را افزایش داده و مشارکت فعال در این زنجیرهها را تشویق کند.
۵. موانع مالی:
زنجیرههای ارزش کشاورزی نیاز به سرمایهگذاری اولیه قابل توجهی دارند که میتواند مانعی برای بسیاری از سرمایهگذاران بالقوه باشد. خطراتی مانند چرخههای طولانی تولید، عدم قطعیتهای مربوط به آب و هوا و غیرقابل پیشبینی بودن کلی بازار، هزینههای سرمایهگذاری را بیشتر افزایش داده و جذابیت را برای سرمایهگذاران کاهش میدهد. ارائه مشوقهای مالی، مانند مشوقهای مالیاتی یا وامهای کمبهره، و توسعه مدلهای تأمین مالی نوآورانه میتواند به کاهش این موانع کمک کرده و مشارکت بیشتر بخش خصوصی را تسهیل کند.
آزادسازی پتانسیل زنجیرههای ارزش کشاورزی برای توسعه پایدار، تضمین امنیت غذایی و ایجاد مسیرهای جدید برای رشد اقتصادی بسیار مهم است. با پرداختن به چالشهای فوقالذکر، از جمله کمبود اطلاعات، سیستمهای پراکنده، موانع لجستیکی، نوسانات بازار و موانع مالی، میتوانیم محیطی مساعدتر برای سرمایهگذاران جهت سرمایهگذاری در زنجیرههای ارزش کشاورزی ایجاد کنیم. دولتها، سیاستگذاران و ذینفعان مربوطه باید با هم همکاری کنند تا استراتژیهایی را با هدف جذب سرمایهگذاری و ایجاد تغییر در این حوزه حیاتی تدوین و اجرا کنند.
زمان ارسال: ۱۷ آگوست ۲۰۲۳
